ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
138
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
عمرو با على روبرو شد ، على او را زخمى كرد و عمرو بر زمين افتاد ، پس از آن كشف عورت كرد ، على با ديدن اين وضع از عمرو منصرف شد و صورتش را بر گرداند . على هيچ گاه به عورت كسى نگاه نكرده بود ، و اين نيز از روى حيا و بزرگوارى و از روى پاكدامنى وى بود كه براى اشخاصى همچون او ، اين كارها نه حلال است و نه مورد پسند . قطع خوار بار از اهل شام على ، زحر بن قيس را فرا خواند و به او گفت : با عدهاى از سواران به قطقطانه برو و از خوار بارى كه به معاويه مىرسد جلوگيرى كن . كسى را كه خونش براى تو حلال نيست نكش و شمشير را در جايگاهش فرود آور . وقتى كه اين خبر به معاويه رسيد ، وى نيز ضحاك بن قيس را فرا خواند و او را به مقابله با زحر بن قيس فرستاد . ضحاك و زحر با يك ديگر روبرو شدند ، در نبردى كه ميان آنان روى داد زحر به پيروزى رسيد و عدهاى از ياران ضحاك نيز كشته شدند و از رسيدن خواربار به مردم شام جلوگيرى شد . ضحاك نزد معاويه برگشت ، معاويه نيز به مردم چنين گفت : خبرى از بعضى نواحى به من رسيده است كه حاكى از كارى سخت است . مردم گفتند : امير المؤمنين ، ما همگى در اختيار تو هستيم و كار خود را براى تو رها مىكنيم . سخنان معاويه و پاسخ مردم شام به اطلاع على رسيد ، از اين روى تصميم گرفت مردم عراق را آزمايش كند . آنان را گرد آورد و گفت : مردم ، خبرى از بعضى نواحى به من رسيده است . ابن كواء و يارانش گفتند : در هر موردى ما داراى رأى هستيم . چه خبرى به تو رسيده ما را آگاه گردان تا با تو مشورت كنيم . على در اين هنگام گريست و پس از آن گفت : به خدا سوگند ، فرزند هند به خاطر همراهى مردم شام با او و اختلاف شما با من پيروز شد . به خدا سوگند ، باطل آنان بر حق شما پيروز مىشود . آگاه شدهام كه زحر بن قيس بر ضحاك پيروز شده است و راه رسيدن خواربار را به مردم شام بسته است . ضحاك پس از شكست نزد معاويه برگشته است و او نيز به مردم شام گفته است ، مردم شام ، كار سختى براى من پيش آمده است ، مردم شام نيز از او پيروى كردند در حالى كه شما با من مخالفت مىكنيد . قيس بن سعد برخاست و گفت : اما به خدا سوگند ما از مردم شام سزاوارتريم كه تسليم باشيم .